روزنامه ی خصوصی مصطفی توفیقی
... و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیشبینی نمی کرد ...
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت : روزی که کمترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادریست . روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند قفل افسانه ئیست و قلب برای زندگی بس است . " الف . بامداد " چرا شعر می نویسیم ؟ چرا به سراغ چیز دیگری نمی رویم ؟ چرا این زبان دردناک ، این زبان غم انگیز ، این هنر عصیانگر را برای سخن گفتن با دیگران انتخاب می کنیم . نمی دانم . اما معتقدم که ما می توانیم این عصیان را در راه التیام زخم های بزرگ بشریت فریاد بزنیم و این افیون مقدس را نه برای « حمایت از درد » بلکه برای « مبارزه با آن » به یاری طلبیم . این مجموعه هدیه ی من است به کودکان سرطانی ، کودکان زخم خورده از هستی ، چرا که درد برادر درد است ... و کاش بتوانم و بتوانیم بخش بزرگتری از درد جهان را بر خود بپذیریم . آیا می توانیم ؟ امیدوارم . ( مقدمه ی کتاب مرثیه ای برای گنجشک ها) «مرثیه ای برای گنجشک ها» منتشر شد ... کلیه ی درآمدهای حاصل از فروش این کتاب برای درمان کودکان سرطانی هدیه خواهد شد . طبق هم فکری های به عمل آمده با دوستانمان در انتشارات سخن گستر ، انتشارات شاملو ، موسسه ی حمایت از کودکان سرطانی ، دوستان فعال در زمینه ی حقوق کودک و نیز برخی دیگر از حامیان کودکان نازنین مبتلا به سرطان و از آن جایی که کلیه ی عواید این کتاب متعلق به این کودکان است ؛ تصمیم گرفته ایم برای مدت دوماه این مجموعه را برای فروش کلی عرضه کنیم . در واقع شما با پرداخت بخشی از هزینه ی درمان کودکان سرطانی به بهبود دردهای آن ها کمک می کنید و آن ها نیز متقابلا ً کتاب هایی به شما هدیه می دهند . مطمئن باشید نقش من و دوستانم در ارسال این کتاب ها ، چیزی بیشتر از یک واسطه ی معمولی نیست و آن چه که مهم است محبت شما و بهبود یافتن این کودکان است . برای ادامه ی این مسیر برنامه های زیادی پیش بینی کرده ایم که اگرچه با حمایت برخی نهادها و ارگان ها همراه خواهد بود ، اما به عنوان یک حرکت غیر دولتی وابسته به همکاری شماست . ما خود را مسئول می دانیم که شما را در جریان کلیه ی برنامه هایمان قرار دهیم و در صورت عدم مخالفت خریداران کتاب ، نام آنها و میزان حمایتشان را در همین وبلاگ اعلام خواهیم کرد و نیز شما را در جریان نحوه ی هزینه کرد درآمدهای حاصل از این تلاش قرار خواهیم داد . پس ... برای کمک به درمان کودکان سرطانی با ما همراه شوید ... در صورت تمایل به همکاری در این فعالیت بشردوستانه ، به ازای پرداخت هر 25000 تومان ، بیست جلد از این کتاب را هدیه خواهید گرفت ؛ توجه داشته باشید که قیمت پشت جلد کتاب 1500 تومان است و شما با پرداخت مبلغ فوق ، 3 جلد از این مجموعه را به رایگان دریافت کرده اید ؛ کلیه ی هزینه های ارسال نیز به عهده ی ما می باشد . با این وجود این تنها به عنوان سپاسگزاری از اقدام شماست . برای سهیم شدن در این اقدام انسانی ، مبلغ مورد نظر خود را ( به ازای 20 نسخه و بیشتر ) به شماره حساب ٣٠٠٤٩٣٥۱۱ - ٠٢٨٧بانک سپه مشهد به نام مصطفی توفیقی واریز کنید ؛ پس از آن شماره ی تماس خود را در بخش نظرات خصوصی وبلاگ اعلام نمایید تا برای ارسال کتاب ها با شما تماس بگیریم . با کلیه ی دوستانی که در این اقدام مشارکت داشته باشند ظرف 24 ساعت پس از اعلام مشخصاتشان تماس گرفته خواهد شد . برای کمک به درمان کودکان سرطانی با ما همراه شوید ... هم صدا با یکدیگر به افزایش فشارها علیه دانشجویان اعتراض می کنیم . در اعتراض به افزایش فشارها علیه دانشجویان به فراخوان ایرج جنتی عطایی عزیز پاسخ می گوییم . پاسخ « مصطفی توفیقی » به دعوت « استاد ایرج جنتی عطایی » : "ایرج عزیزم ! خوشحالم و نگران . خوشحال از این که شما با ما هم صدا هستید و ما با شما هم صدا هستیم . و نگران از این که فریاد شما از دل برآمده و فریاد ما در گلو خشکیده ... با افتخار امضا می کنم . مصطفی توفیقی" امضاکنندگان بیانیه : ................................................ برای کمک به درمان کودکان سرطانی با ما همراه شوید ... کدام بالیدن ؟ کدام نالیدن ؟ آقای « قاسم رفیعا » ، مسئول دفتر شعر حوزه ی هنری خراسان ، که چند روز پیش برای دست بوسی به حضور رهبر انقلاب مشرف شدند در مقاله ای با عنوان « نسلی که با اسفندقه بالید ؛ شبه پاسخی به مقاله ی همه ی نروداهای سرزمین من » تلاش کرده اند به مقاله ی « نروداها » ی من پاسخ بگویند . در بخشی از این مقاله که در شماره ی 41 ماهنامه ی تاک منتشر شده ، آمده است : ".......انتخاب مرتضی امیری و کتاب « چین کلاغ » به عنوان کتاب برگزیده ی سال و اهدای قلم زرین به او در حالی که خودش داور رقابت بود و به مجری این ماجرا یعنی علیرضا قزوه هم در « چین کلاغ » شعری تقدیم کرده بود باعث شد ناگهان در ذهن همه ی ما این تصور نزدیک به واقعیت پیش آید که چقدر باید گوشه ی یک ماجرا باز باشد ؟!!!!....... " این تازه خوبش بود !!! متن خبر انتشار مقاله ی « همه ی نروداهای سرزمین من » را در خبرگزاری قرآنی ( ایکنا ) بخوانید متن خبر انتشار پاسخ به مقاله ی « همه ی نروداهای سرزمین من » را در خبرگزاری مهر بخوانید . برای کمک به درمان کودکان سرطانی با ما همراه شوید ... دستگیری سه تن از اعضای اصلی کانون نشریات مقاومت مدنی و نویسندگان هیات تحریریه ی نشریه ی بامداد متن خبر : خبرنامه امیرکبیر: ۳ دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد صبح روز دوشنبه ۱۱ شهریورماه و در آستانه ماه رمضان توسط ماموران امنیتی دستگیر شدند. این سه دانشجو به نامهای مهدی خسروی، امین ریاحی و حمید رضا امیرخانی از فعالان نشریاتی دانشگاه فردوسی مشهد در سالهای اخیر بوده اند. بنابر گزارش ها، ماموران امنیتی در اقدامی هماهنگ صبح دوشنبه به منازل پدری این دانشجویان مراجعه کرده و پس از تفتیش منزل آنان را به همراه خود به مکان نامعلومی منتقل کرده اند. هنوز هیچ خبری از مکان بازداشت این فعالان دانشجویی در دست نیست. خبرها حاکی از آن است که این دانشجویان شب گذشته طی تماسی تلفنی تنها سلامت خود را به خانواده اعلام کرده اند. لازم به ذکر است که این فعالان دانشجویی در آخرین ماههای سال ۱۳۸۶ به علت چاپ نشریه ای انتقادی به نام «محاوره» به کمیته انضباطی احضار شدند. در همین راستا حمید رضا امیرخانی به یک ترم تعلیق از تحصیل محکوم شد که این حکم نیمسال گذشته به اجرا درآمد. از طرف دیگر در روزهای پایانی نیمسال گذشته پرونده ای نیز برای این دانشجویان در دادگاه انقلاب مفتوح شده بود و قرار بازداشت نیز برای آنان صادر شده بود که به قید وثیقه آزاد شده بودند. چند هفته پیش نیز کمیته انضباطی این بار حکم یک ترم تعلیق از تحصیل را برای مهدی خسروی و امین ریاحی صادر نموده بود. تمام این حوادث در حالی اتفاق افتاد که مسئولان انتصابی دانشگاه پیش از این بارها قول بر مختومه کردن پرونده در کمیته انضباطی و دادگاه انقلاب داده بودند! بازداشت این سه فعال دانشجویی در حالی اتفاق افتاد که با آزادی تدریجی دانشجویان در بند مشهدی طی هفته های گذشته همگان امیدوار به شروع سال جدید تحصیلی در ماه مبارک رمضان بدون حضور دانشجویان مشهدی در بازداشت بودند. خبر را در " خبرنامه ی امیر کبیر " بخوانید خبر را در " سلام دموکرات " بخوانید خبر را در " خبرنامه ی آزادی برابری "بخوانید خبر را در " آینه روز "بخوانید خبر را در ." پیک ایران " بخوانید خبر را در " ادوار نیوز " بخوانید خبر را در " اخبار روز " بخوانید خبر را در VNC بخوانید خبر را در VOA بخوانید
برای کمک به درمان کودکان سرطانی با ما همراه شوید ... از تهران تا استکهلم به لطف دوستانمان در کانون ایرانیان آزادی خواه استکهلم ، به زودی مجموعه ای از کتابهای ممنوع الانتشار فارسی ( تالیف و ترجمه ) در شمارگانی وسیع و با قیمتی مناسب برای استفاده ی همه ی فارسی زبانان جهان منتشر خواهد شد . از آن جایی که بخشی از کار انتخاب و ویرایش آثار به من واگذار شده ، از همه ی دوستانی که احیانا انتشار آثارشان در ایران با مشکل روبرو شده ، دعوت می کنم اثر خود را در اختیار ما قرار دهند ؛ همچنین اگر کتابی را دوست دارید و از دسترسی به آن در ایران بی بهره اید با ما تماس بگیرید : ایمیل من : tofighi_mostafa@yahoo.com ایمیل کانون ایرانیان استکهلم :........... برای کمک به درمان کودکان سرطانی با ما همراه شوید ... ساوالان ؛ مجموعه ی شعر امروز پس از برگزاری ششمین دوره ی جشنواره ی شعر جوان کشور که این فرصت را برای من ایجاد کرد تا بار دیگر دوستان بهتر از جانم را ملاقات کنم ؛ مجموعه ی شعر شاعران برگزیده ی این جشنواره نیز در قالب کتابی با عنوان « ساوالان » منتشر خواهد شد . مسئولیت تدوین این کتاب را خواهر ارجمند ، سرکار خانم افسون امینی به عهده دارند. برای کمک به درمان کودکان سرطانی با ما همراه شوید ... کتاب و چیزهای بامزه ی دیگر !!! علیرغم انتشار برخی از مقالات مجموعه ی آثار و با توجه به این که به تازگی تعداد بیشتری از این نوشته ها موفق به دریافت مجوز انتشار شده اند . با راهنمایی ناشر قانونی این آثار تصمیم گرفته ایم که انتشار گسترده ی مجموعه را برای مدتی عقب بیاندازیم . با این وجود ضمن سپاسگزاری از همه ی دوستانی که اقدام به خرید اینترنتی چاپ اول کتابها کرده اند و در جهت قدردانی از ایشان علاوه بر کتاب های درخواستی ، هدایای بامزه ای ( !! ) هم به نشانی شان ارسال شد که امیدوارم خوششان آمده باشد . با این وجود از پذیرش درخواست های دوستان ( حداقل برای مدتی ) معذوریم و امیدوارم هر چه زودتر و به یمن پایان دوره ی ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد ، این کتابها را با چاپ مناسب تری دریافت کنید . برای کمک به درمان کودکان سرطانی با ما همراه شوید ... شاعران خیابان چهل و هشتم : نقدی مفصل بر شعر امروز خبر دیگر این که ماهنامه ی تخصصی تاک توس ، از شماره ی آینده میزبان ستون ثابتی است که قرار است رودربایستی های متداول ادبی را کنار بگذارد و در هر شماره ی خود به نقد زیبایی شناختی یکی از شاعران مطرح امروز بپردازد ... این هم چند سطر از اولین قسمت این مجموعه : " قصه ی « روباه و زاغ » را که یادتان هست ؟ ... حکایت برخی از این باصطلاح شاعرهای روزگار ما هم همین است ؛ فلان «شاعرک » می آید از بهمان « شاعرچه » تعریف و تمجید و به به و چه چه راه می اندازد ؛ که چی ؟ که زاغک دهانش را باز کند و شروع کند به قارقار کردن و بعدش هم که معلوم است : « روبهک جست و طعمه را بربود !!! » ... این وسط فقط روسیاهی است که می ماند برای زغال ( در اینجا زاغک !! ) ... اگر شاعر « دوست شناس » باشد ، می داند که « منتقد آگاه » ، خیرخواه ادبیات و طبیعتا خیرخواه شعر او و خود اوست و اگر « دشمن شناس » باشد ، به هوشمندی درخواهد یافت که تعریف و تمجیدهای این روبهک های چشم و دل ناپاک نه از روی محبت که برای ربودن قالب پنیر است ... و چه بسیار شاعران جوانی که تنها به سبب گرفتار آمدن در حلقه ی مریدان نادان خود – که کمتر فهمی از ادبیات ندارند – آینده ی روشن خود را به کلی از دست داده اند . " برای کمک به درمان کودکان سرطانی با ما همراه شوید ... آتی بان منتشر کرد : دو غزل آتی بان هم به تازگی دو غزل دیگر از من منتشر کرده که در اینجا می خوانید . American poems و ده سروده ی جدید ... این هم ده سپیدسروده که به تازگی در سایت رسمی شعر ایالات متحده منتشر شده البته به زبان فارسی ؛ بزودی سروده های جدیدتری از من، به همراه ترجمه ی انگلیسی و فرانسه بر روی این سایت قرار خواهد گرفت : برای کمک به درمان کودکان سرطانی با ما همراه شوید ... و اما شعر ... هدیه می شود به جانبازان هشت سال جنگ قطعه ای برای ماهی ها و قطعه ی دیگری برای گربه ها شب شده گربه های سرگردان زیر ِ اندوه ِ خویش می خیزند با تن ِ مست ِ خویش می خوابند با تن ِ مست ِ خود می آمیزند □ □ □ دست های تو تویِ ِ خوابِ من ماهی ِ لق / زنده و لیزند ماهی لیز و قرمز و روشن که از اندوه ِ خویش لبریزند سعی دارند توی دستانم خاطراتِ تو را مرور کنند خاطراتی که مثل دستانت سرد و بی روح و درد / انگیزند خاطراتِ تو بوی ِ خون دارد بوی ِ جنگ و جنازه و جبهه خاطرات ِ تو تلخ و مسخره اند دست های تو رنگ پاییزند ■ دست های تو می شوند جدا از دو دستم به این بهانه که " من از شما هیچ چی نمی فهمم ؛ دست هایم دو گربه ی هیزند !! " □ توی این روزهای سرگردان که همه اهل دین و ایمانا کافری رخت بسته و شهر عابد و زاهد و مسلمانا ٬ گربه ها چنگ می زنند به هم گربه ها بوی جبهه را دارند گربه هایی که از سر شهوت پنجه ها را به شب می آویزند □□□ دست های تو می شوند جدا توی کوچه به خاک می افتند دست های تو می شوند جدا گربه ها توی کوچه می ریزند آه ! دستان ِ من چه تنهایند آه دستان ِ تو غم انگیزند !!!


| Design By : Night Skin |




