روزنامه ی خصوصی مصطفی توفیقی
... و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیشبینی نمی کرد ...
برای « تو» و برای حمیدرضا امیرخانی وقتی در کوپه ای نشسته ای و زبان دیگران را نمی فهمی و دیگران هم این یعنی تنهایی از مشهد تا تبریز ٢٤ ساعت راه است و من در این ٢٤ ساعت به تو فکر می کنم به تو و به حمیدرضا چرا یک زندانی نمی تواند معشوقه اش را بغل کند ؟ چرا در بیانیه ی هیچ حزبی حرفی از آزادی « دوست داشتن » نیست ؟ زندان زندان زندان زندان کوپه ی قطاریست که به تبریز می رود ٦ آبان تولد « تو » بود و امروز بیست و پنجم آبان است ؛ تولد من ؛ ... این نوزده روز را با دلهره و دلتنگی سپری کردم ؛ دلهره ی این که دوباره برگردی و دلتنگی از این که هیچ وقت برنگردی ... برگشتی ... مثل فرشته ای که آفتاب را به ارمغان می آورد برگشتی ... و چه هدیه ای برای تولدم زیباتر از این که دست هم را بگیریم و با « عشق » و « آزادی » خیابان های شهرمان را قدم بزنیم... اما افسوس ... افسوس از عشق ... و افسوس از آزادی ... «مرثیه ای برای گنجشک ها» منتشر شد ... An Elegy for Sparrows کلیه ی درآمدهای حاصل از فروش این کتاب برای درمان کودکان سرطانی هدیه خواهد شد . All income obtained by selling this book will offer for treatment of children suffering from cancer. چرا شعر می نویسیم ؟ چرا به سراغ چیز دیگری نمی رویم ؟ چرا این زبان دردناک ، این زبان غم انگیز ، این هنر عصیانگر را برای سخن گفتن با دیگران انتخاب می کنیم . نمی دانم . اما معتقدم که ما می توانیم این عصیان را در راه التیام زخم های بزرگ بشریت فریاد بزنیم و این افیون مقدس را نه برای « حمایت از درد » بلکه برای « مبارزه با آن » به یاری طلبیم . این مجموعه هدیه ی من است به کودکان سرطانی ، کودکان زخم خورده از هستی ، چرا که درد برادر درد است ... و کاش بتوانم بخش بزرگتری از درد جهان را بر خود بپذیرم . آیا می توانم ؟ امیدوارم . ( مقدمه ی مرثیه ای برای گنجشک ها ) Why do we compose poem?Why don't we do somehingelse?Why do we choose this painful and doleful language and recalcitrant art for talking to others?I don't know!But I believe we can cry this recalcitrance for healing of great wounds of humanity and call this sacred opium for assistance,not for ((supporting of pain)) but for ((fighting with that)). This collection is my gift to children suffering from cancer who injured from life.,because pain is pain's brother... .And I hope I can bear a greater part of world's pain,can I? I hope . طبق هم فکری های به عمل آمده با دوستانمان در انتشارات سخن گستر ، انتشارات شاملو ، موسسه ی حمایت از کودکان سرطانی ، دوستان فعال در زمینه ی حقوق کودک و نیز برخی دیگر از حامیان کودکان نازنین مبتلا به سرطان و از آن جایی که کلیه ی عواید این کتاب متعلق به این کودکان است ؛ تصمیم گرفته ایم برای مدت دوماه این مجموعه را برای فروش کلی عرضه کنیم . در واقع شما با پرداخت بخشی از هزینه ی درمان کودکان سرطانی به بهبود دردهای آن ها کمک می کنید و آن ها نیز متقابلا ً کتاب هایی به شما هدیه می دهند . مطمئن باشید نقش من و دوستانم در ارسال این کتاب ها ، چیزی بیشتر از یک واسطه ی معمولی نیست و آن چه که مهم است محبت شما و بهبود یافتن این کودکان است . برای ادامه ی این مسیر برنامه های زیادی پیش بینی کرده ایم که اگرچه با حمایت برخی نهادها و ارگان ها همراه خواهد بود ، اما به عنوان یک حرکت غیر دولتی وابسته به همکاری شماست . ما خود را مسئول می دانیم که شما را در جریان کلیه ی برنامه هایمان قرار دهیم و در صورت عدم مخالفت خریداران کتاب ، نام آنها و میزان حمایتشان را در همین وبلاگ اعلام خواهیم کرد و نیز شما را در جریان نحوه ی هزینه کرد درآمدهای حاصل از این تلاش قرار خواهیم داد . پس ... برای کمک به درمان کودکان سرطانی با ما همراه شوید ... در صورت تمایل به همکاری در این فعالیت بشردوستانه ، به ازای پرداخت هر ۲۵۰۰۰ تومان ، بیست جلد از این کتاب را هدیه خواهید گرفت ؛ توجه داشته باشید که قیمت پشت جلد کتاب ۱۵۰۰ تومان است و شما با پرداخت مبلغ فوق ، ۳جلد از این مجموعه را به رایگان دریافت کرده اید ؛ کلیه ی هزینه های ارسال نیز به عهده ی ما می باشد . با این وجود این تنها به عنوان سپاسگزاری از اقدام شماست . برای سهیم شدن در این اقدام انسانی ، مبلغ مورد نظر خود را ( به ازای ۲۰ نسخه و بیشتر ) به شماره حساب ٣٠٠٤٩٣٥۱۱ - ٠٢٨٧بانک سپه مشهد به نام مصطفی توفیقی واریز کنید ؛ پس از آن شماره ی تماس خود را در بخش نظرات خصوصی وبلاگ اعلام نمایید تا برای ارسال کتاب ها با شما تماس بگیریم . با کلیه ی دوستانی که در این اقدام مشارکت داشته باشند ظرف ۲۴ ساعت پس از اعلام مشخصاتشان تماس گرفته خواهد شد . دو ترم محرومیت از تحصیل برای مصطفی توفیقی این هم یک خبر از « دویچه وله » : دویچه وله - شورای ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه فردوسی در حالی قصد ارجاع پرونده ی انضباطی مصطفی توفیقی به کمیته ی انضباطی دانشگاه را دارد که هفته ی گذشته نخستین حکم کمیته ی انضباطی علیه این دانشجوی خبرنگار صادر شد . در حکم پیشین کمیته ی انضباطی اتهاماتی چون « اعمال منافی عفت » و « رفتار خلاف شئونات دانشجویی » به این فعال دانشجویی نسبت داده شده بود و انتظار می رود پرونده ی اخیر نیز با حکمی مشابه روبرو شود ؛ با این حال فعالین سیاسی بر این باورند که حکم قبلی کمیته ی انضباطی تحت تاثیر « شرکت در تجمع ۱۹آذر ۸۷ » و نیز انتقادات صریح توفیقی علیه سیستم کنونی دانشگاه صادر شده است . در احضاریه ی اخیر نیز اتهاماتی چون « توهین علیه نظام » ، « اهانت به رهبری » ، « اهانت به ریاست جمهوری » ، « اهانت به مقدسات اسلام » و نیز « توهین به اساتید حقوق » به چشم می خورد . نهادهای انضباطی دانشگاه در حالی مصطفی توفیقی را از ساده ترین حقوق قانونی خود محروم کرده اند که تاکنون هیچ مدرک یا توضیح قابل قبولی برای احکام صادره علیه این نویسنده و تحلیل گر اجتماعی ارائه نکرده اند . مصطفی توفیقی ، نویسنده ، روزنامه نگار و تحلیل گر اجتماعی مطبوعات است که از نوزده آذر سال گذشته تا کنون بارها مورد بازجویی بازجویان وزارت اطلاعات قرار گرفته و علیرغم افزایش فشارهای سیاسی در هفته های اخیر همچنان به فعالیت های صلح آمیز خود ادامه می دهد و باز هم شعر : در میهمانی تو شرکت می کنم امشب امشب برای گریه فرصت می کنم امشب امشب اگر حتی دهانم غرق خون باشد صد بار دیگر من صدایت می کنم امشب شاید بیایی از پس ِ پشت ِ غزل هایم من هم غزل ها را به نامت می کنم امشب از دست های تو شراب کهنه می گیرم حد ّ خودم را هم رعایت می کنم امشب هرچه درون سینه ام جا مانده می گویم . . . دیگر خودم را آه . . . راحت می کنم امشب ! سر را به روی شانه هایت تکیه خواهم داد تنهایی ام را با تو قسمت می کنم امشب 


| Design By : Night Skin |





