تبليغاتX
روزنامه ی خصوصی مصطفی توفیقی




























Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


روزنامه ی خصوصی مصطفی توفیقی

... و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیشبینی نمی کرد ...

... من در برابرتان خطاکارم ، چنان که شایسته ی آزادمردان است بر من ببخشید ؛ در این جمع همه می دانند و شما نیز می باید شنیده باشید که من دچار شوریدگی غم انگیزی هستم . اگر از من کاری سرزده که ممکن است بر طبع و شرف و مناعتتان گران آمده باشد ، اینک اینجا اعلام می کنم که از دیوانگی بوده است ؛ آیا این هملت است که لایرتیس را آزرده ؟ نه ، هرگز. اگر هملت را از هملت باز گیرند و در آن هنگام که او به خود نیست خطایی از وی در حق لایرتیس سر زند ، آن از هملت نیست و هملت آن را انکار می کند . پس کننده ی کار کیست ؟ دیوانگی او .

 

نامه ی اول در ستایش دیوانگی

 کلمه مهم است اما مهم ترین نیست ؛ کلمه اول است اما اولین نیست شاید آخرین باشد که در موردش نمی شود قضاوت کرد . ذات کلمه را ما ، دیوانگان ، می آفرینیم و بسیار طبیعی است که بشریت عاقل از ادراک حقیقت آن ناتوان و از کشف وجود آن حیرت زده باشند ؛ با این حال خود این موجودیت را نیز ما به بشریت معرفی می کنیم .

محبوب من !

من در کلمات خود گم شده ام و گاه نمی توانم روبرو و پشت سر خود را تشخیص دهم چرا که کلمات چشم من ، گوش من ، دهان من و از همه مهم تر قلب من را پر کرده اند و حال آن که کلمات مهم ترین نیستند اگر چه مهم ترند .

پیش از آشنایی با تو کلماتی بودند که نه می توانستم بر زبان بیاورم و نه می توانستم آن ها را بنویسم و نیز کلماتی بودند که نمی توانستم به آن ها بیندیشم ؛ همچنین کلماتی را می شناختم که به خوبی می سرودمشان و بر کاغذ نیز می نوشتم ( همان چیزهایی که آدم هایی که کلمات را نمی شناسند به عنوان شعر می شناسند و در واقع هیچ نمی شناسند ) ؛ اما اکنون که تو در آغوش منی کلماتی را شناخته ام که به همان اندازه که قابل گفتن اند غیرقابل نوشتن نیز هستند ؛ آیا این کلمات آفرینشگر گونه ی تازه ای از اندوه و سرگردانی نیستند ؟

در نوجوانی عشق را موجود واحدی می دانستم که تنها در موجود واحدی حلول می یابد ؛ سپس عشق را موجودی واحد می دانستم که در تمام طبیعت تکثیر یافته و زناناین ارواح مقدس طبیعتآیینه های متعدد و جاودانه ی آن اند ؛ اکنون اما این حس سرکش که خود می داند عشق نیست و تنها عصیانی است علیه ناپاکی های ناگزیر جهان ، چنان در اندامم پیچیده است که انگاری می خواهد تمام جهان را یکباره در آغوش خود فرو ببرد و سینه ی خود را چون زخمی بزرگ از هم بدرد .

ای روح مقدس ! ای جنون ابدی ! ای بغض بزرگ !

اکنون این منم ؛ دیوانه ای چنان لبریز از عشق که می خواهد تکه تکه تکه بر زمین سرد تو فرو بریزد ؛ دستان به هرزه آلوده ی مرا بگیر و در نور ابدیت بسوزان ...

آآآآآآآآآآآآه معشوقه ی بی نام و نشان من ! مرا رها کن تا به سرزمین خدایان و دیوانگان برگردم ؛ آمین .

 

تهیه ی « مرثیه ای برای گنجشک ها » از طریق اینترنت :

 

برای خرید هر تعداد از کتاب « مرثیه ای برای گنجشک ها » مبلغ مورد نظر را به ازای هر نسخه کتاب ( چاپ نخست ) هزار تومان و یا چاپ دوم ، هزار و پانصد تومان به حساب موسسه ی حمایت از کودکان مبتلا به سرطان ( محک ) به شماره حساب ۷۲۸۲۶۰۰۰ نزد بانک تجارت شعبه ی نیاوران کد ۳۸۵ واریز کرده و با پیام کوتاه به شماره ی ۰۹۳۷۲۸۸۲۵۸۱ اطلاع دهید تا در اسرع وقت برای ارسال کتاب ها اقدام کنیم ؛ در صورتی که تمایل دارید با خرید کتاب به تعداد زیاد علاوه بر حمایت از کودکان بیمار ، با ما در طرح اهدای کتاب به مدارس و کتابخانه های محروم نیز همکاری نمایید ، در پیام های خود قید فرمایید .

 

 دومین مصاحبه ی رادیو برون مرزی ایران با مصطفی توفیقی :

 

پنجم فروردین ماه ۱۳۸۸ ؛ ساعت ۱۷

قابل دریافت از طریق موج .........................

و نیز سرویس پخش زنده ی رادیو برون مرزی بر روی شبکه ی اینترنت :

www.dari.irib.ir

این گفت و گو توسط خبرنگار بین المللی صداو سیما ، سرکار خانم وحیده حسینیان - از هم زبانان تاجیک - برگزار می شود و طی آن علاوه بر گفت و گو پیرامون « نوروز و ادبیات » برای نخستین بار اجرای ترانه ی « خانوم باهار » را با صدای شاعر خواهید شنید .

همچنین به پیشنهاد سرویس فرهنگی شبکه ی ماهواره ای بی بی سی به زودی مصاحبه ی زنده ای خواهیم داشت با موضوع « ادبیات متعهد و ادبیات متعصب » که احتمالا در اردی بهشت یا خرداد امسال ، با این شبکه به گفت و گو می نشینیم

نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 12:0 بعد از ظهر توسط مصطفی توفیقی|

 فروش بهاره ی کتاب به نفع کودکان سرطانی :

 

با معرفی کتاب « مرثیه ای برای گنجشک ها »

بیست لغایت بیست و پنجم فروردین ماه ۸۸ ؛ صبح و بعد از ظهر ؛

دانشکده های دانشگاه فردوسی مشهد

 

همایش بزرگ شعرخوانی « آواز گنجشک ها » :

در حمایت از کودکان سرطانی

با معرفی کتاب « مرثیه ای برای گنجشک ها »

و با حضور شاعرانی از سراسر کشور

بیست و پنجم فروردین ماه ۸۸ ؛ مصادف با روز بزرگداشت عطار نیشابوری ؛ ساعت ۱۷ الی۱۹

تالار فردوسی دانشکده ی ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد

همچنین تلاش می کنیم برای برگزاری کنسرت موسیقی به نفع کودکان سرطانی

در مورد مرثیه ای برای گنجشک ها بخوانید در : ..........................................................................

برای کسب اطلاعات بیشتر و مشارکت در طرح های گروهی ما در حمایت از کودکان سرطانی ، با ما تماس بگیرید :

مصطفی توفیقی ( سراینده ی کتاب) - تلفن : ۰۹۳۷۲۸۸۲۵۸۱

جناب آقای مهدی آخرتی ( مدیر فرهنگی ) :۰۹۳۷۱۲۵۱۳۷۵

سرکار خانم مرضیه سیروسی ( مدیر فروش و دبیر طرح اهدای کتاب ) :۰۹۱۵۹۱۴۸۹۱۳

سرکار خانم هدی موسوی ( دبیر همایش آواز گنجشک ها ) : ۰۹۳۵۹۳۶۵۳۸۵

سرکار خانم سمانه مصدق ( دبیر اجرایی کنسرت میهمانی گنجشک ها ) : ۰۹۳۵۸۵۸۳۷۰۶

سرکار خانم مونا فلکی ( مدیر روابط بین الملل آلمان ) :

kooroshpub@gmail.com

 

و ... غزل :

 

به هرکه می رسم ای عشق می کنم فریاد

که هر که غیر تو با ماست مرگ بر او باد

 

اگرچه شهره ی شهرم به عشق ورزیدن

اگرچه قرعه ی دولت به نام ما افتاد ، *

 

تو از کنار دل من عبور می کردی

که پشت پنجره اندوه کوچکم گل داد

بیا و روی دو دستم دو تا انار بکش

بیا که چایی لب هام از دهان افتاد

 

دوباره روسری ات را به رسم خود وا کن

بدست خویش بده زلف خویش را بر باد

 

« بیا بیا که زمانی ز می خراب شویم

مگر رسیم به گنجی در این خراب آباد » **

 

دو دستِ خالی ِ من عاشق ِ دو دست تواند

بگیر ... یا که رها کن ... هر آن چه باداباد ...

 

* « منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن » و « اگر که قرعه ی دولت به نام ما افتد » از حضرت حافظ

     ** « بیا بیا که زمانی ز می خراب شویم / مگر رسیم به گنجی در این خراب آباد » از حضرت حافظ

نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط مصطفی توفیقی| |


Design By : Night Skin