روزنامه ی خصوصی مصطفی توفیقی
... و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیشبینی نمی کرد ...
شعری برای تو ... این فلش های بخت برگشته به کجا می کشند پای مرا ؟! ظاهرا ً سمت جاده ی کرمان می کشانند گریه های مرا اتوبوس عزیز تنهایی زودتر ... زودتر بران و برو عشق من مانده است چشم به راه این قدر منتظر نمان و برو جاده ها سمت یار من بروید آسمان جان ! مواظب او باش جاده ها تا به آسمان برسند عشق ! ای عشق ! در تکاپو باش فاطمه ! آتشم زدی ؛ آری ... باورت این نمی شود شاید خاک اطراف جاده را بو کن : بوی بال فرشته می آید ! پیچ در پیچ و جاده در جاده سمت دستان تو گسیل شدم زیر آوار روزها ماندم پشت درهای شب فسیل شدم با خودم عشق و آتش آوردم با خودم بوسه های پنهانی نکند یاد من نباشی تو ... نکند که مرا برنجانی ... گونه ات را به سمت جاده بگیر باز امشب فرشته ی معصوم بوسه هایم در انتظار تو اند معنی گریه های نامفهوم ... « به روز رسانی بعدی وبلاگ : دوم تیرماه ۸۸ »
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |




